پژوهشکده باقرالعلوم | گفتوگو با حسین بغدادی، نویسنده کتاب «مکتب امام راحل و شهید»؛
کتاب «مکتب امام راحل و شهید» با تمرکز بر پیوستار فکری امام خمینی(ره) و امام خامنهای، تلاش دارد نشان دهد چگونه اندیشه توحیدی میتواند از سطح باورهای فردی فراتر رفته و تا ساحت تمدن امتداد یابد؛ تمدنی که به تعبیر نویسنده، قادر است همه نیازهای نظری و عملی یک ملت مبارز را برای الگو شدن و ایفای نقش تاریخی در نبرد حق و باطل پاسخ دهد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، کتاب «مکتب امام راحل و شهید» پاسخی به همین پرسشهاست؛ اثری که میکوشد اندیشه امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب را نه بهعنوان مجموعهای از دیدگاههای پراکنده، بلکه در قامت یک مکتب منسجم، تمدنساز و راهبردی بازخوانی کند.
این کتاب با تمرکز بر پیوستار فکری امام خمینی(ره) و امام خامنهای، تلاش دارد نشان دهد چگونه اندیشه توحیدی میتواند از سطح باورهای فردی فراتر رفته و تا ساحت تمدن امتداد یابد؛ تمدنی که به تعبیر نویسنده، قادر است همه نیازهای نظری و عملی یک ملت مبارز را برای الگو شدن و ایفای نقش تاریخی در نبرد حق و باطل پاسخ دهد.
حسین بغدادی، نویسنده کتاب «مکتب امام راحل و شهید»، در گفتوگو با ما از ایده مرکزی این اثر، مفهوم تمدن نوین اسلامی، الزامات تحقق آن، نقش مردم در راهبرد مکتب امام و چالشهای پیش روی تبیین و اجرای این منظومه فکری سخن گفته است.
«مکتب امام راحل و شهید»؛ نقشه ابرقدرت شدن جبهه حق در عصر غیبت
حجتالاسلام حسین بغدادی، نویسنده کتاب «مکتب امام راحل و شهید»، در تشریح محتوای این اثر اظهار کرد: «این کتاب درباره مکتب سیاسی ـ اجتماعی و در ادامه، مکتب مبارزه امامین انقلاب است.»
وی با بیان اینکه میتوان این مکتب را به صورت بسیار خلاصه توضیح داد، گفت: «این مکتب دارای هدف و مأموریتی مشخص است؛ هدف آن نیز ابرقدرت کردن جبهه حق در عصر غیبت از طریق ساخت تمدن نوین اسلامی است.«مکتب امام راحل و شهید» مکتبی است که تمام نیازهای نظری و عملی چنین پدیدهای را تأمین میکند.»
بغدادی با اشاره به تجربه شکلگیری قدرتهای بزرگ در جهان افزود: «برای ابرقدرت شدن همه ابرقدرتهای جهان، حول یک اندیشه و یک طرح و نقشه، در طول سالهای متمادی جمعیتهای زیادی گرد آمدهاند و آن فکر و اندیشه توسط آن اقوام به یک ابرقدرت تبدیل شده است.»
وی ادامه داد: «در فضای جبهه حق در عصر غیبت نیز، اسلام ناب و مستضعفان جهان به چنین مکتبی نیاز دارند. منظور از «مکتب امام» نیز همین اندیشهای است که میتواند محور شکلگیری چنین امتی و چنین ابرقدرتی باشد.»
بغدادی در پاسخ به این پرسش که چرا از تعبیر «مکتب امام راحل و شهید» استفاده شده است، تأکید کرد: «علت عطف شدن این دو عنوان به یکدیگر، تأکید بر این نکته است که مکتب حضرت امام خمینی(ره) و مکتب امام شهید، یک مکتب واحد هستند و دو مکتب جداگانه نیستند که در کنار یکدیگر یا مکمل هم باشند.»
وی خاطرنشان کرد: «این همان مطلبی است که امام حیّ ما، آقا سیدمجتبی، نیز بر آن تأکید کردند که مکتب امام خمینی همان مکتب امام خامنهای بود.»

تلاش برای جمعآوری منظومه فکری امامین انقلاب در یک اثر آموزشی جامع
بغدادی با اشاره به وجه تمایز این اثر نسبت به آثار متعدد منتشرشده درباره امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب، اظهار کرد: «نقطه اصلی تلاش در این اثر آن بوده است که مهمترین مباحث و دستاوردهای آن کتابهای متعدد در یک کتاب گردآوری شود.»
وی افزود: «بزرگترین مشکل آموزشی در مباحث مربوط به منظومه فکری رهبران انقلاب و مکتب امام راحل و شهید، پراکندگی مطالب در کتابهای مختلف است. به همین دلیل تلاش شده است به جای آنکه مخاطب با دهها کتاب مواجه شود و دچار سردرگمی گردد، این مباحث از منظر آموزشی در یک اثر واحد تجمیع شود.»
بغدادی با اشاره به جنبه علمی کتاب نیز اظهار کرد: «از منظر علمی نیز تلاش شده است منظومهای جامع از تمام ابعاد نظری و عملی این اندیشه ارائه شود و همه ساحتهای نظری و عملی آن در قالب یک پیوستار واحد مورد توجه قرار گیرد.»
وی تصریح کرد: «تلاش ما این بوده است که این مجموعه همچون درختی دیده شود که از ریشه تا میوه، همه اجزای آن با یکدیگر همساز و منسجم هستند و بتوان این اندیشه را به عنوان یک مکتب منسجم و واحد مشاهده کرد.»
تمدن نوین اسلامی؛ ایده اتحاد امت اسلامی برای شکلگیری یک قدرت واحد
بغدادی در تشریح مفهوم تمدن نوین اسلامی و تفاوت آن با وضع موجود، اظهار کرد: «ریشه این بحث به عبارت معروفی از وصیتنامه حضرت امام خمینی(ره) بازمیگردد؛ آنجا که ایشان در بخش پایانی وصیتنامه خطاب به مستضعفان جهان و کشورهای اسلامی میفرمایند: «و شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی به پا خیزید و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش روید.»
وی افزود: «تعبیر «یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل» در واقع توصیفی از یک تمدن است؛ یک دولت به معنای یک قدرت و یک ید واحد، نه به معنای Government یا State، بلکه به معنای یک جبهه و یک قدرت واحد اسلامی. در عین حال، این دولت اسلامی متشکل از جمهوریهای آزاد و مستقل است؛ یعنی کشورهایی همچون جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی عراق و سایر کشورهای مبتنی بر اسلام ناب که هر یک دارای مردمسالاری دینی مستقل هستند.»
بغدادی با اشاره به تجربه تاریخی قدرتهای بزرگ جهان گفت: «در دو تا سه قرن اخیر، بسیاری از ابرقدرتهای جهان از طریق اتحاد چند کشور توانستهاند یک حوزه تمدنی ایجاد کنند و به قدرت برتر تبدیل شوند. انگلستان در قالب United Kingdom به معنای «پادشاهی متحد»، ایالات متحده آمریکا در قالب United States، اتحاد جماهیر شوروی و همچنین اتحادیه اروپا، همگی نمونههایی از این الگو هستند.»
وی ادامه داد: «حرف حضرت امام این است که مسلمانان با برخورداری از دین واحد، خدای واحد و قرآن واحد، بسیار آسانتر، سریعتر و عمیقتر میتوانند به چنین اتحادی دست یابند؛ اتحادی که از آن با عنوان «تمدن نوین اسلامی» یاد میشود.»
وی تأکید کرد:« این تمدن نوین اسلامی، همان ابرقدرتی جبهه حق است که میتواند زمینهساز ظهور حضرت ولیعصر(عج) باشد؛ تا آن زمان که ذوالفقار امیرالمؤمنین(ع) در دست حضرت قرار گیرد.»
راهبرد اصلی مکتب امام؛ آوردن مردم به بطن میدان
نویسنده کتاب «مکتب امام راحل و شهید»، مهمترین مطالبه امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب از مسئولان را در لایه راهبردی مکتب امامین انقلاب جستوجو کرد و گفت: «مطالبه اصلی به لایه استراتژی مکتب بازمیگردد. در این کتاب سه لایه جهانی تبیین شده است و استراتژی یا لایه راهبرد، همان نقطهای است که باید بر آن تمرکز شود تا جهانبینی و ایدئولوژی به مرحله اجرا برسد و نظریات به عرصه عمل وارد شوند. مسئولیت اصلی مدیران و مسئولان نیز در همین سطح تعریف میشود.»
بغدادی تصریح کرد: «راهبرد مکتب امام، راهبردی خاص است. امام شهید در سال ۱۴۰۱ تأکید کردند که سیاست راهبردی امام خمینی، آوردن مردم وسط میدان و سپردن پرچم مبارزه به دست آنان بود.»
وی ادامه داد: «مهمترین وظیفه مسئولان، تحقق بخشیدن به همین راهبرد اصلی مکتب امام راحل و شهید است؛ یعنی مردم را به بطن میدان بیاورند و آنان را در تمام ابعاد کارهای ایجابی و سلبی درگیر کنند؛ چه در عرصه پیشبرد اندیشه و چه در عرصه مقاومت بر سر آن اندیشه.»
به گفته وی، راهکار و راهبرد رسیدن به دولت اسلامی، مردمیسازی است؛ موضوعی که البته دارای مباحث و جزئیات فراوانی است و خلاصه آن در بیانیه گام دوم انقلاب مورد اشاره قرار گرفته است.

کمبود نظریه و کمبود نیرو؛ دو چالش پیش روی تحقق مکتب امامین انقلاب
بغدادی در ادامه با اشاره به وضعیت تبیین نظری و اجرایی مکتب امامین انقلاب اظهار کرد: «قطعاً هم در حوزه نظریه و هم در حوزه تربیت نیرو با کمبودهایی مواجه هستیم. در بخش نظری، هرچند نظریه سیاسی مکتب امام یعنی مردمسالاری دینی برای بسیاری شناخته شده است، اما هنگامی که سخن از نظریه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی یا نظامی این مکتب به میان میآید، هنوز تبیینهای دقیق و جامعی در دسترس نیست.»
وی افزود: «هنوز نمیتوان بهخوبی توضیح داد که در برابر ایسمهای اصلی غرب همچون اومانیسم، سکولاریسم و پلورالیسم، دقیقاً چه منظومه نظریای قرار میگیرد. از اینرو، همچنان نیازمند نظریهپردازیهای فنی و تخصصی بیشتری هستیم.»
نویسنده کتاب «مکتب امام راحل و شهید» ادامه داد: «در مرحله بعد نیز مسئله تربیت نیرو مطرح است؛ تربیت نیروهایی که بر اساس همین نظریات و آرمانها دارای اعتقاد و ایمان باشند. در هر دو حوزه باید کارهای جدی صورت گیرد و یکی از اهداف اصلی این کتاب نیز حرکت در همین مسیر بوده است.»
تجهیز جوانان به منظومه فکری رهبران انقلاب؛ مهمترین وظیفه امروز جریان انقلابی
بغدادی در پایان، مهمترین وظیفه امروز نیروهای انقلابی بهویژه جوانان و نخبگان را مجهز شدن به منظومه فکری رهبران انقلاب دانست و گفت: «مهمترین کار و وظیفهای که امروز بر عهده انقلابیون، خصوصاً جوانان و نخبگان قرار دارد، این است که خود را به منظومه فکری رهبران انقلاب مجهز کنند.»
وی خاطرنشان کرد: «این منظومه فکری میتواند همچون یک سلاح مرگبار علیه تمدن غرب عمل کند و گمشده امروز جامعه ما و امت اسلامی نیز گرد آمدن حول یک اندیشه منسجم است.»
نویسنده کتاب «مکتب امام راحل و شهید» تصریح کرد: «این اندیشه منسجم همان اسلام ناب است که در کلمات امام راحل و امام شهید تبیین شده و تلاش شده است در این کتاب، گزارشی منسجم و در عین حال مختصر از آن در قالب یک جلد ارائه شود.»
منبع: ایبنا
1405/03/19